تبليغاتX
عشق های ایرانی - روزگار...

عشق های ایرانی
سلام . من منتظر نظرات و شعر هاي قشنگ شما هستم. اینم آیدیمه : Arash_ice86


چشم من پرباران ودل توپرزخم مابه هم می پیوندیم وبه انتها می رسیم توبردل زخمی ات پایان را مرحم می کنی ومن باچشم ترم جان دادن هرثانیه رامی نگرم .ثانیه هامی گویندصدای ماباخون پای زخمی خاک خشک جاده راترمی کندتابه مرگ که درانتهای جاده به انتظاراونشسته برسدصدادرانتهای جاده جان می سپارد شب باران می شود وبرتن جاده می بارد طوفان تن سردصدا راباگرمی خاک آشنا می کند صدازیرآوارفراموشی اعصار مدفون می شود امااونمرده اوتولدی دوباره یافته ودرجای دیگردرحال نفس کشیدن است درحال شنیده شدن

 

روزگاريست كه من در پی عشق
به سر كوچه ی مرموز وفا می نگرم
وبه هر حال در اين كوچه كه با رد تو ماءنوس شده
من به خاموشی اين خاطره ها می نگرم
من به خاموشی يك مشت صدا
كه تو را به سوی خود می خواند
من به خاموشی صد وعده ی پوچ
به سر كوچه ی مرموز وفا می نگرم

+ نوشته شده در شنبه 1386/12/11 10:18 بعد از ظهر توسط arash |