تبليغاتX
عشق های ایرانی

عشق های ایرانی
سلام . من منتظر نظرات و شعر هاي قشنگ شما هستم. اینم آیدیمه : Arash_ice86


          دچار باید بود
                    دچار یعنی عاشق
                              و فکر کن چه تنهاست
                                        ماهی کوچک دریا
                                                  که دچار آبی بیکران دریاست!!

با تشکر از  رز  () عزیز

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/08/30 11:57 بعد از ظهر توسط arash |


زندگی مثل بازی حکمه!! مهم نیست دست خوبی داشته باشی.

                  مهم اینه که یار خوبی داشته باشی .

                اینطوری شاید بازی باخته رو هم ببری!

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/08/27 9:25 قبل از ظهر توسط arash |


اوايل حالش خوب بود ؛ نميدونم چرا يهو زد به سرش. حالش اصلا طبيعي نبود .همش بهم نگاه ميكرد و ميخنديد. به خودم گفتم : عجب غلطي كردم قبول كردم ها.... اما ديگه براي اين حرفا دير شده بود. بايد تا برگشتن اونا از عروسي پيشش ميموندم.
خوب يه جورائي اونا هم حق داشتن كه اونو با خودشون نبرن؛ اگه وسط جشن يهو ميزد به سرش و ديوونه ميشد ممكن بود همه چيزو به هم بريزه وكلي آبرو ريزي ميشد.
اونشب براي اينكه آرومش كنم سعي كردم بيشتر بش نزديك بشم وباش صحبت كنم. بعضي وقتا خوب بود ولي گاهي دوباره به هم ميريخت.    يه بار بي مقدمه گفت : توهم از اون قرصها داري؟ قبل از اينكه چيزي بگم گفت : وقتي از اونا ميخورم حالم خيلي خوب ميشه . انگار دارم رو ابرا راه ميرم....روي ابرا كسي بهم نميگه ديوونه...! بعد با بغض پرسيد تو هم فكر ميكني من ديوونه ام؟؟؟ ... اما اون از من ديوونه تره . بعد بلند خنديد وگفت : آخه به من ميگفت دوستت دارم . اما با يكي ديگه عروسي كرد و بعد آروم گفت : امشبم عروسيشه....

+ نوشته شده در شنبه 1386/08/26 12:55 بعد از ظهر توسط arash |


سلام

از همه ی دوستانی که با من همکاری میکنند ممنونم.

کلیه ی دوستانی که قصد تبادل لینک با این وبلاگ رو دارند لطفا توی قسمت نظرات بگن.

یا با آیدیم مکاتبه کنند.

ID: arash_ice86

e-mail: arash_ice86@yahoo.com

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/08/21 10:3 بعد از ظهر توسط arash |


وقتی دوست شما از ضمیر خویش سخن میگوید،شما را نه هراس آن باشد که گویید،

"چنین نیست" و نه دریغ باشد که گویید، "آری چنین است"


و هنگامی که او سکوت میکند قلب شما از گوش کردن به آوای قلب او باز نمی

ایستد.

زیرا،در اقلیم دوستی همه ی اندیشه ها،همه ی آرزوها و انتظارات بی هیچ کلمه ای

به دنیا می آیند و میان دو دوست تقسیم میشوند،

با شادی و نشاطی که در زبان نمیگنجد.

با تشکر از رز عزیز

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/08/16 8:59 بعد از ظهر توسط arash |


به نام حضرت دوست    که هرچه داریم از اوست
 
 
حسرت همیشگی...
 
حرفهای ما هنوز ناتمام
 
تا نگاه میکنی :                   وقت رفتن است.
 
باز هم همان حکایت همیشگی !
 
پیش از آنکه با خبر شوی !
 
لحظه ی عزیمت تو ناگذیر میشود...
 
ای دریغ وحسرت همیشگی !
 
    ناگهان
    چه قدر زود
    دیر میشود !!!!!
به یاد قیصر امین پور

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/08/10 7:16 بعد از ظهر توسط arash |


به من می گفت آنقدر دوستت دارم که اگربگویی، بمیر میمیرم...

باورم نشد.

فقط برای یک امتحان ساده به او گفتم بمیر،

سالهاست که در...تنهایی پژمرده ام

کاش امتحانش نمی کردم...

اي كاش....

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/08/08 10:35 قبل از ظهر توسط arash |


میان کوچه می پیچد صدای پای دلتنگی
به جانم می زند آتش غم شبهای دلتنگی


چنان وامانده ام در خود که از من می گریزد غم
منم تصویر تنهایی منم معنای دلتنگی


چه می پرسی زحال من؟ که من تفسیر اندوهم
سرم ماوای سوداها دلم صحرای دلتنگی

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/08/06 10:57 بعد از ظهر توسط arash |


کعبه را گفتم تو از خاکی منم خاک

چرا باید به دور تو بگردم؟

ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی

برو با دل بیا تا من بگردم  . . . . . . . .

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/08/06 10:44 بعد از ظهر توسط arash |