تبليغاتX
عشق های ایرانی
سلام به همه دوستان خودم. چه اونایی که نظر میدن  و چه اونایی که بیمعرفتن و نظر نمیدن

این مدت به خاطر کنکور و این حرفا کم آپ کردم(چه قدر هم که خوندم)

الان میخوام جبران کنم و سنگ تموم بزارم.بنابر این تا هفته دیگه هم آپ نمیکنم

آخه کنکور پزشکی دارم اونم کجا؟ تنکابن. باید برم شمال شنبه ۲۹ ام میام. اما قول میدم اونجا هر وقت کافی نت دیدم بیام هم آپ کنم هم نظراتونو ببینم!

کسی شمال کاری نداره؟ چیزی نمیخواین؟ تعارف که نداریم بگین....

یه شعر هم این آخر میزارم (که البته مادر بزرگم برام گفت)برید حال کنین.خونواده شاعر...

اگر دیدی که نون دادن ثوابه   خودت بخور که بغدادت خرابه

برام دعا کنین قبول شم...خداحافظ تا شنبه

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/04/23ساعت 9:34 قبل از ظهر توسط arash |


دل من در پی یک واژه ی بی خاتمه بود

                                   اولین واژه که آمد به نظر فاطمه بود

 

میلاد کوثر و روز مادر یه همه دوستان مبارک

 

مــــادرم ای زنـــــدگی بخش جهــــآن مادرم

نـــام زیبایت بـــود ورد زبـــــان ای مـــادرم

روشنـــی بخشـــــای قلب نــــاتوان من تویی

مـــاه اقبـــال منـــی در آسمـــان ای مـــادرم

چونکه من با خـــوردن خــونت به دنیا آمـدم

عفـــو بنمـــا این گنــــاهم مهـربان ای مـادرم

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/04/04ساعت 5:5 بعد از ظهر توسط arash |


سلام.

امروز ۱۷/۳ یه روز خوبه چون روز تولد یکی از بهترین دوستای منه. از همینجا تولدش رو بهش تبریک میگم و امیدوارم همیشه تو زندگیش موفق و پیروز باشه. در ضمن آدرس وبلاگش رو هم میزارم اگه خواستین برین و بهش تبریک بگین خوب؟

اینم آدرس وبلاگشه (تبریک فراموش نشه ها...)

www.setayesh1717.blogfa.com

+ نوشته شده در جمعه 1387/03/17ساعت 6:57 بعد از ظهر توسط arash |


ما گوشه نشینان غم فاطمه ایم
محتاج عطا و کرم فاطمه ایم
عمریست که از داغ غمش سوخته ایم
دلسوختهء عمر کم فاطمه ایم

+ نوشته شده در جمعه 1387/03/03ساعت 8:49 بعد از ظهر توسط arash |


+ نوشته شده در جمعه 1387/02/27ساعت 11:37 قبل از ظهر توسط arash |


آسمان رنگ خدا گشت بيا پر بزنيم
باغ خورشيد پراز چلچله ها گشت بيا سر بزنيم
فصل مهمان شدن پنجره ها يادت هست
پشت در جاي غريبيست بيا در بزنيم
يک نفر باز مرا در خود من مي خواند
پر پرواز نداريم که پرپر بزنيم
باز از مزرعه من بوي علف مي شنوم
جاي پروانه چه خاليست بيا پر بزنيم

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/02/18ساعت 11:19 بعد از ظهر توسط arash |


سلام. خوبین؟ دوباره اومدم. دوباره مینویسم. آره مینویسم.....

قابل توجه دوست خوبم کاترین که گفته بود ادامه داستان پریچهر رو بنویسم: حتما یه کامنت ( خصوصی ) بده و توش آدرس وبلاگ یا آیدی یا  اگه خواستی زنگ بزن ( ۰۹۳۶۷۱۷۰۴۷۲) یا هر راه ارتباطی دیگه رو بده که حتما باید یه جیزی رو در مورد این کتاب بدونی. در ضمن بزودی ادامشو برات میزارم   .  

+ نوشته شده در جمعه 1387/02/06ساعت 1:53 قبل از ظهر توسط arash |


سلام به دوستان

نمیخواستم پست جدید بزارم اما گفتم بهتون بگم. شاید دیگه پست نزارم. یعنی شاید ببندمش. نمیدونم. به خاطر مسئله ای که پیش اومده. (توی پست قبلی نوشتم ) دلیلش هم اینه که مشوق ندارم . امید ندارم. کسی رو ندارم. تازه حالشم ندارم. نمیدونم جه کار کنم.

شما بگید...

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/02/03ساعت 9:1 بعد از ظهر توسط arash |


سلام به همه دوستان...

اولا ممنون که سر میزنید...  دوما ممنون که این قدر کم نظر میدین

شاید تعجب کنید که چرا من توی این پست دارم حرفهای خودمو میگم. چون همیشه یا شعر گذاشتم یا داستان.

اما ایندفعه میخوام باهاتون درد دل کنم:

اینهمه توی وبلاگم شعرهایی از جدایی و تنهایی گذاشتم اما خودم معنیشونو درک نمیکردم چون تنها نبودم چون کسی ترکم نکرده بود. اما حدود سه هفته پیش وقتی که داشتم میرفتم برای تنها عشقم یه هدیه بخرم دیدمش آره دیدمش اما نه مثل همیشه بلکه با یه نفر دیگه. بیشتر از این دلم میسوزه که پسره سر تا پاش ۵۰ تومان نمی ارزید. منی که تمام برنامه ی زندگیمو در کنار اون تنظیم کرده بودم....

حالا توی این چند وقت میفهمم که هرچی داریوش آهنگای غمگین بخونه کمه.

خلاصه خیلی حالم گرفته. تنها شدم.دیگه به کی sms بدم؟ با کی برم بیرون؟ تنهایی بد دردیه!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/01/20ساعت 10:47 بعد از ظهر توسط arash |


کنم هرشب دعایی کز دلم بیرون رود مهرش

ولی آهسته میگویم الهی بی اثر باشد

+ نوشته شده در شنبه 1387/01/10ساعت 9:50 قبل از ظهر توسط arash |


سلام دوستان.

کسانی که علاقمند به کامپیوتر و اینترنت و.. هستن حتما به این آدرس برن:

چیزای خوبی داره.

www.gamentech.blogfa.com

+ نوشته شده در جمعه 1386/12/24ساعت 6:9 بعد از ظهر توسط arash |


کاش به جای اینکه دو دستی بهش بچسبم هر دو دستم رو رها کرده بودم...

کاش عوض اینکه به سمتش متمایل بشم صورتم رو اون طرف میکردم...

کاش به جای اینکه خودمو بیخیال نشون بدم و به زیر پاش نگاه کنم خودم رو آزاد تصور میکردم...

خلاصه کاش به جای ترس از سقوط از کوهی که چند روز پیش رفته بودیم:

خودم رو به آزادی یک پر توی آسمون به دست باد میدادم و از این همه غم و ناراحتی  راحت میشدم

اما چه کنم که هنوز دلشو ندارم...

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/12/20ساعت 11:29 قبل از ظهر توسط arash |


چشم من پرباران ودل توپرزخم مابه هم می پیوندیم وبه انتها می رسیم توبردل زخمی ات پایان را مرحم می کنی ومن باچشم ترم جان دادن هرثانیه رامی نگرم .ثانیه هامی گویندصدای ماباخون پای زخمی خاک خشک جاده راترمی کندتابه مرگ که درانتهای جاده به انتظاراونشسته برسدصدادرانتهای جاده جان می سپارد شب باران می شود وبرتن جاده می بارد طوفان تن سردصدا راباگرمی خاک آشنا می کند صدازیرآوارفراموشی اعصار مدفون می شود امااونمرده اوتولدی دوباره یافته ودرجای دیگردرحال نفس کشیدن است درحال شنیده شدن

 

روزگاريست كه من در پی عشق
به سر كوچه ی مرموز وفا می نگرم
وبه هر حال در اين كوچه كه با رد تو ماءنوس شده
من به خاموشی اين خاطره ها می نگرم
من به خاموشی يك مشت صدا
كه تو را به سوی خود می خواند
من به خاموشی صد وعده ی پوچ
به سر كوچه ی مرموز وفا می نگرم

+ نوشته شده در شنبه 1386/12/11ساعت 10:18 بعد از ظهر توسط arash |


 خدای اطلسی ها با تو باشد

پناه بی کسی ها با تو باشد

تمام لحظه های خوب یک عمر به جز دلواپسی ها با تو باشد

 

در بي کران دور
در روزگار نور
درشهربي عبور
زير درخت نور
بر روي سنگ گور
باجوهرسرشت
بادست سرنوشت
حرفي نوشته بود
:آرامگاه عشق

 

مینویسم دیوار

تو اگر با من و همراه منی

فاصله ها را بردار

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/11/28ساعت 9:54 بعد از ظهر توسط arash |


 

یه روز معلم پرسید که عشق چند بخشه:

 زود دستمو بردم بالا و گفتم:

 یه بخشه ولی وقتی تو رو دیدم فهمیدم که عشق سه بخشه...

                          آتش دیدن تو  شوق با تو بودنواندوه بی تو بودن

+ نوشته شده در شنبه 1386/11/20ساعت 11:51 بعد از ظهر توسط arash |


کم کم ز یادت میروم

این عشق و این آئین اوست

این جمله را با تلخی اش

صدبار تضمین میکنم

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/11/07ساعت 5:59 بعد از ظهر توسط arash |


سلام . اینم لوگوی ما

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/11/03ساعت 6:56 بعد از ظهر توسط arash |


با سلام خدمت دوستان

فرا رسیدن ایام عاشورا و تاسوعای حسینی رو به شما تسلیت میگم.

مست تو ام مست تو ام باده به پیمونه بریز     کبوتر بام تو ام برای من دونه بریز

هر کی به من دونه بده من روی بامش نمیرم     اگه تو سنگم بزنی از بام تو نمیپرم

+ نوشته شده در شنبه 1386/10/29ساعت 5:35 بعد از ظهر توسط arash |


نمی دانم کدامین را بگویم     غم رفتن، غم کینه ، غم عشق

نمی دانم با کدامین خو بگیرم     صبوری و جدایی ، کینه در دل

تو از من پر گشودی بس سبکبال     ندانستی دلم دیوانه ات بود

دو چشم خیس و بارانی جسمم     همیشه خاک عالم بر سرش بود

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/10/17ساعت 0:45 قبل از ظهر توسط arash |


اشک من گم شده است          اشک بیچاره کجاست؟
       خانهء آه نبود          نکند پیش دعاست؟
      گفته بودم که نرو           توی پس کوچهء عشق
     نیست شایستهء تو          چه کنم؟سر به هواست
گفته بودم که تو را          گریه ها می دزدند
  کاش او می فهمید          گریه عشق فناست

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/10/11ساعت 7:16 بعد از ظهر توسط arash |